آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

257

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

بالا ميكشد و سوراخ‌هاى بينى را باز و گشاد مىكند ، در اين حالت است كه هيچكس را ياراى ايستاندن او نيست . در ايران با بودن شتر ، انسان به راحتى مىتواند مسافرت كند ، بارهاى گران وزن را مىتوان در مقابل كرايه‌ئى ارزان جابه‌جا كرد . يك شتربان مىتوان هفت نفر شتر يا بيشتر را هدايت كند ، زيرا آن‌ها را پشت سر هم به يكديگر مىبندد و خود بر اولين شتر مىنشيند و يا جلوى او پياده راه مىرود . چنانچه كسى مايل نباشد به تنهائى مسافرت كند ، به بيش از يكصد كاروان‌دار « 1 » و يا مؤسساتى در كشور كه به انتقال بار و مسافر مشغولند رجوع مىكند ، زيرا مسافرت از اين طريق مطمئن‌تر است . طول راه‌پيمائى شتر مشخص است ، اين حيوان در روز هشت تا ده مايل راه مىپيمايد تا به محل اطراق كه دهكده و يا كاروانسرا است برسد . در برخى از كاروانسراها عليق براى چارپايان موجود است ، ولى در بعضى از آن‌ها فقط طويله وجود دارد كه اين مكان‌ها را قافله‌سالاران به خوبى مىشناسند و از قبل علوفه با خود مىآورند . شتر با عليقى نامناسب تغذيه مىشود ، و خار ، گزنه و ساير گياهان خودرو را مىخورد . گاهى اوقات بين بوته‌هاى خار نوعى حلزون سمى بنام مهره « 2 » وجود دارد كه بينى شتر را مىگزد و سبب سقط شدنش مىشود ، از اين جهت است كه وقتى ايرانىها از تنبلى شترى كه بر او سوارند به ستوه مىآيند مىگويند : « اميدوارم كه مهره ترا بگزد ! » غير از علوفه سبوس و آرد جو را باهم مخلوط مىكنند و از آن خمير سفتى فراهم مىآورند ، اين خمير را به اندازهء يك نان بلند به وزن تقريبا سه پوند لوله و به گلوى حيوان فرومىكنند « 3 » . من خود ديدم كه پنبه دانه را نيز ، كه به به بزرگى يك نخود است و مزه‌ئى شيرين مانند مغز گردو دارد ، با خمير ياد شد

--> ( 1 ) - Karawan ( 2 ) - Mohera ( 3 ) - منظور نواله است - م